ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
530
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
ادامه مىدهد . و اما مثال كسى كه به اخلاص و مقدّمات آن ( آنچه به آن رهنمون مىشود ) مىافزايد مثل كسى است كه بعد از دعوت گمراه بر شتاب خود بيفزايد تا او را به خشم آورد . و شكى نيست كه فاسق گمراه اگر اين اشخاص را دوباره در راه ببيند همه را به گمراهى مىخواند مگر شخص اخير را ، از ترس اينكه مبادا در راه هدايت خود سرعت و شتاب گيرد . پيوست اخلاص و حقيقت آن ضدّ ريا اخلاص است ، و آن عبارت است از پاك و خالص ساختن قصد و نيّت از غير خدا . پس هر كه از روى ريا طاعت كند مطلقا رياكار و مرائى است ، و اگر كسى طاعتى را بجا آورد و قصد قربت داشته باشد و ليكن با آن غرضى دنيوى بياميزد عملش مشوب و غير خالص است ، مثل اينكه در روزه قصد فايده از پرهيز داشته باشد ، يا براى خلاصى از خرج برده يا بد خلقى او وى را آزاد كند ، يا در حج قصد صحّت مزاج يا خلاصى از بعضى از گرفتاريهاى وطن و شرور بدخواهان داشته باشد ، يا در تعلَّم علم قصد برترى و عزت در ميان مردمان يا سهولت طلب مال ، يا در وضو و غسل قصد خنك شدن يا پاكيزگى ، يا در صدقه دادن قصد رهائى از اصرار و ابرام سائل داشته باشد . بنابراين در اين گونه موارد انگيزهء طاعت تقرب است و ليكن بعضى از خواطر و انديشه ها اضافه مىشود و عمل او را از اخلاص خارج مىكند و مشوب مىسازد . پس اخلاص آنست كه عمل از همهء اين شائبه ها ، زياد يا كم ، خالى باشد . و مخلص كسى است كه عملش فقط براى تقرّب به خداى سبحان باشد ، بدون قصد و نيّت ديگر . بالاترين مراتب اخلاص - يعنى اخلاص مطلق و اخلاص صدّيقين - آنست كه در عمل صرفا رضاى خداى سبحان خواسته شود ، بدون هر گونه غرض دنيوى و اخروى . و اين مرتبه تحقّق نمىيابد مگر براى كسى كه خداى تعالى را محبّ عاشق صادق و مستغرق درياى عظمت و جلال الهى باشد ، و مطلقا توجّه و التفاتى به دنيا نكند .